نُه بار شروع و كردم و شكست خوردم!!
تقریر نشست: اصل تداوم در مواجهه با شکست و اهمیت «دوباره شروع کردن»
مقدّمه و تمهید
این تقریر، بر اساس خاطرات و توصیههای سخنران در مورد تجربه حفظ قرآن و اهمیت استمرار در مسیر موفقیت، حتی پس از شکستهای متعدد، تنظیم شده است. پیام اصلی این گفتار، لزوم عدم تسلیم در برابر ناکامیها و تمرکز بر تلاش پیوسته است.
فصل اول: تجربه شخصی شکستهای مکرر در حفظ قرآن
سخنران با بیان خاطرهای شخصی، روند پرفراز و نشیب خود در حفظ قرآن را شرح میدهد.
۱. ۱. تلاشهای ناموفق اولیه
- شروعهای مکرر و شکست: حفظ قرآن توسط سخنران در سال ۹۵ شروع شد، اما پیش از آن، او حدود هشت تا نُه بار اقدام به حفظ کرده و شکست خورده بود؛ یعنی کار را شروع کرده و آن را نیمهکاره رها کرده بود.
- نقاط رهاسازی: معمولاً شروع کار از سوره بقره بود و حفظ تا حدود صفحات ۳۷ یا ۳۸ ادامه پیدا میکرد. با رسیدن به آیات طلاق یا آیات الاحکام که دشواری بیشتری داشتند، کار رها میشد.
- سیکل معیوب: پس از هر شکست، پس از گذشت یک یا دو هفته یا یک یا دو ماه، انگیزهای دوباره شکل میگرفت و فرد مجدداً از ابتدا حفظ را شروع میکرد.
- تغییر روش: حتی یک بار تلاش شد تا حفظ از آخر قرآن، یعنی جزء سیام، شروع شود که باز هم این تلاش تا نیمه ادامه یافت و رها شد. این الگوی شروع و رها کردن، حدود هفت تا هشت بار تکرار شد.
۱. ۲. موفقیت نهایی و تثبیت
- حفظ کامل: سرانجام، سخنران در سال ۹۵ حفظ قرآن را آغاز کرد و در مدت یک سال کل قرآن را حفظ نمود.
- دوره پس از حفظ (تثبیت): پس از آنکه فرد به مقام حافظ کل رسید، باز هم دورهای پیش آمد که محفوظات رها شده و فراموش گشتند. با این حال، مجدداً اقدام به تثبیت محفوظات شد و این روند تا زمان حاضر که سخنران در حال صحبت است، ادامه یافته است.
فصل دوم: اصل استمرار و همگانی بودن شکست
سخنران تأکید میکند که تجربه مکرر شروع کردن و رها کردن، یک وضعیت اختصاصی نیست و همه افراد در هر رشتهای آن را تجربه میکنند.
۲. ۱. تسلیم نشدن در برابر تکرار شکست
- لزوم شروع دوباره: اگر کسی دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار یا حتی ده بار شروع کرده و رها کرده است، نباید تسلیم شود و باید دوباره شروع کند و استارت بزند. باید با امیدواری گفت: «این دفعه میتوانم».
- مختص حفاظ نیست: این چالش رها کردن و دوباره شروع کردن، مخصوص حافظان قرآن نیست، بلکه در همه رشتهها وجود دارد.
- نقد تسلیم شدن سریع: جای تعجب است که عدهای با یک بار، دو بار، یک ماه یا دو ماه تلاش به نتیجه نرسند و تسلیم شوند.
۲. ۲. الگوهای تلاش جهانی
برای تأکید بر اهمیت تلاش مستمر، سخنران به نمونههایی از ورزشکاران و متفکران بزرگ اشاره میکند:
- یوسین بولت: این دونده معروف نقل میکند که برای چهار ثانیه زودتر دویدن و شکستن رکورد خود، نُه سال تلاش کرده است.
- مایکل جردن: او جملهای معروف دارد که میگوید: «من بارها و بارها در زندگیام شکست خوردهام، به همین دلیل است که موفق میشوم».
- گلداسمیت (افتخار برخاستن): بزرگترین افتخار ما نباید این باشد که هرگز زمین نخوردهایم (زیرا این بسیار دشوار و تقریباً غیرممکن است)، بلکه افتخار بزرگ این است که بگوییم «هر بار زمین خوردیم، دوباره پا شدیم».
فصل سوم: موفقیت به مثابه سیر از شکستها
سخنران با جمعبندی نکات، بر لزوم حفظ اشتیاق و امید تأکید میکند.
- جبران مسیر اشتباه: هیچگاه برای شروع کردن دیر نیست. «جادهای را که اشتباه رفتی، هر وقت برگردی، قدم به قدم و ثانیه به ثانیه داری به موفقیت نزدیکتر میشوی».
- تعریف نهایی موفقیت: موفقیت عبارت است از «رفتن از شکستی به شکست دیگر، بدون از دست دادن اشتیاق».
خلاصه نهایی از کل مبحث
مباحث مطرح شده بر محور تداوم و مقاومت در برابر شکستهای مکرر متمرکز بود. سخنران با بیان تجربه شخصی خود در حفظ قرآن که شامل هشت تا نه بار شکست و رها کردن کار بود، این نکته را مطرح میکند که این تجربه رها کردن و دوباره شروع کردن، یک امر جهانی است و نباید باعث جا زدن شود. حتی پس از موفقیت بزرگ (حافظ کل شدن)، خطر رها کردن وجود دارد که با تثبیت قابل جبران است. با استناد به نمونههایی چون یوسین بولت (تلاش نُه ساله برای چهار ثانیه بهبود) و مایکل جردن (موفقیت حاصل شکستهای متعدد)، نتیجه گرفته میشود که بزرگترین افتخار برخاستن پس از زمین خوردن است.